محمد دهدار

59

رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر (فارسى) (تعليقات حسن حسن زاده آملى)

واقع و نفس الامر است . اين مطلب را صاحب فصوص در فص ابراهيمى و شارح آن علامه قيصرى در تفسير كريمه فلوشاء لهديكم اجمعين بيان كرده اند . تعليقه 10 ارباب علوم عقليه را دو تعبيرى است كه به ظاهر متناقض مى نمايد يكى اين كه « الشى ء ما لم يوجد لم يتشخص » و ديگر اينكه « الشى ء ما لم يتشخص لم يوجد » در اين وجيزه اولى را به قضا و دومى را به قدر تفسير فرموده است و مناقضه مرتفع است . چ‌نانكه گفته است « : تعلق علم او بوجود ماهيات ممكنه مسمى است به علم اجمالى و قضا و در اين مرتبه گفته اند كه « : ما لم يوجد لم يتشخص » اى ما لم يوجد فى العلم لم يتشخص فى العين . و تعلق علم الهى به جميع حالات و لوازم ماهيات و وجود ممكنات مسمى است به علم تفصيلى و قدر و در اين مرتبه گفته اند كه « : ما لم يتشخص لم يوجد » اى ما لم يتشخص فى العلم لم يوجد فى الخارج . تعليقه 11 قوله مثلا اجزاى اطريفل الخ . اطريفل معرب ترى پهل لفظ هندى به معنى سه ثمر است چه آن معجونى مركب از سه دواء ، آمله و هليله و بليله است كه هر يك صمغ درختى است . اطريفل ها گوناگون اند و در كتب طبى دانشمندان پيشين از آن جمله ذخيره خوارزمشاهى جرجانى به تفصيل بيان شده اند . تعليقه 12 دهدار در اين رساله ، در ضمن مثال به معجون اطريفل از اشعرى و معتزلى نام مى برد و كسب و فعل آنان را به نحوى بديع بيان مىكند كه گويد « : بدانكه اين خصوصيت را اشعرى كسب